خرید بک لینک

درباره سایت

[ هم دمــم ]

امکانات وب

یه پیام از بچه های ترم پایینی رو تلگرام اومده بود.

بعد تعریف و تمجید از پاور سمینارم و مقایسه ها، میخواست بدونه نرم افزاز

خاصی استفاده کرده بودم بوده؟؟؟ (اینا چندماه دیگه باید ارائه بدن ...)

گفتم نه بابا چه نرم افزازی و کوتاه و مختصر توضیح دادم چیکار کردم و

از چه چیزایی استفاده کردم.

+ اینقدر اون روز شلوغ پلوغ بود و منم نفرات آخر که اصن فکرنمیکردم

بچه ها حوصله گوش دادن و نگاه کردن به ارائه من رو داشته باشن ولی

دقیقا بعد تموم شدن سمینارا و تو این دوماهی که از اون روزا میگذره اینقدر

بچه ها و استادایی که اونجا بودن و کارا رو دیدن از پاورم تعریف کردن که

اصن باورم نمیشد. ( اون روزا به معنای واقعی خودکم بینی گرفته بودم!)

مخصوصا بچه هایی که بعد ما قراره ارائه بدن و مسلما میخوان خیلی بهتر

از من ارائه بدن. آخه کم پیش میاد ویبریو تو یه جمع از یه نفر تعریف کنه

همین موضوع خیلی سروصدا کرد ...

++ چقدر استرس داشتم و چقدرررر برای اون درس یه واحدی زحمت کشیدم

چقدر استاد راهنمای بیچاااره رو اذیت کردم

این حال خوب و نتیحه دادن کارم، ارزش تمام اون سختی ها رو داشت.

اما میگه " جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود؟ "

دقیقا حال و احوال من! اونموقع با اونهمه مقاله جدید کلی حال کردم که

دارم به روز ترین و کامل ترین ارائه رو تحویل میدم ولی به فکر ترجمه ها

و جمع بندی هم بودم ؟!!! :/

برچسب: نویسنده: طاها احمدپور تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 14:21

صفحه بندی